به گزارش مشرق، سیدمحمد بحرینیان فعال رسانه در تلگرام نوشت:
ما در میان مهم ترین و حساس ترین صفحات تاریخ قرار گرفته ایم. ملت ایران در برابر هجوم بزرگترین دشمنان انسانیت و بشریت چنان درخشان ایستاده است که شکوه آن قابل وصف نیست. مانند کسی که از شدت نور، نمی تواند مستقیم به خورشید بنگرد؛ عظمت شکوه و نورانیت ملت ایران قابل درک نیست. آیندگان در مورد این روزها نکته ها و ناگفته ها خواهند گفت اما شاید بتوان در همین روزها و در میانه ماجرا، از اصل و نفس ایستادگی درخشان ملت ایران بگذریم و صرفا به برخی آثارش اشاره کنیم:
یک. ملتی را فرض کنید که تحت شدیدترین رژیم تحریمی تاریخ مکتوب بشر و همچنین در معرض سنگین ترین هجمه رسانه ای و عملیات روانی بوده است. به تک به تک اجزا و عناصر ملی، آیینی، تاریخی و هویتی اش حمله شده، از رهبر و زمامداران تا یکایک مردم کوچه و بازار انواع هجمه را تحمل کرده اند و آنقدر سم به جامعه تزریق شده و ذهن ها را مسموم کرده که حتی عده ای بازیکنان تیم ملی فوتبال را متعلق به خود نمی دانند و حریف را تشویق می کنند. عده ای از درون و جماعت بیشتری از بیرون با جلادترین و شیادترین رهبران مستکبر و جهانخوار دنیا هم صدا شده اند و روزی نیست که دشمنان قسم خورده و دیرین ملت، مشق تجزیه و نابودی ایران ننویسند. وضعیت تا آنجا پیش رفته که حتی با صراحت از طرح شوم خود نیز سخن
می گویند. در همین زمانه، رئیس جمهور به طرز غیر قابل باوری از ملت گرفته شده و شهید می شود. با انتخابات، تمام ارکان دولت نو می شوند
اما دولت جدید، هنوز بر امور مسلط نشده که سطحی از جنگ با ترور برخی رهبران آغاز می شود. چند ماه بعد، جنگ رسمی با تجاوز خونخوارترین رژیم تروریستی عالم به کشور تحمیل می شود و باعث شهادت تعداد کثیری از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان و مردم عادی می شود. در پایان جنگ با دخالت قوی ترین ارتش دنیا تاسیسات هسته ای بمباران می شود و پس از آن ۸ ماه سایه تهدید بر سر کشور می ماند. هر شبی که به صبح می رسد مردم و نیروهای مسلح منتظر هجوم بیگانگانند. در این میان با تشدید هوشمند فشار اقتصادی و افزایش نرخ ارز، کشور وارد دوره ای از تلاطم اقتصادی می شود که با فراخوان و میدان داری برخی خائنین به فتنه ای عظیم تبدیل می شود تا بستر جنگ فراهم شود.
در نهایت که حلقه فشار سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی و تبلیغاتی به تنگ ترین حد خود می رسد، جنگ آغاز می شود. نه از مرزها و سربازان بلکه از قلب پایتخت و با ترور رهبر و فرماندهان نظامی.
دو. کدام رهبر؟ شخصی که ۳۷ سال زعامت ملت را بر عهده داشته و در تمام سختی ها و مشکلات کشور و منطقه، پناه و آخرین سنگر بوده است. در جنگ ۱۲ روزه که سطوح عالی فرماندهی به شهادت رسیدند، امید و آرامش ملت با واکنش فوری و قاطع زعیم ملت و جایگزینی چند ساعته فرماندهان نظامی احیا شد. حال در شرایطی که رهبر در میان ما نیست و ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه، رئیس شورای دفاع کشور و وزیر دفاع همگی به شهادت رسیده اند تکلیف چیست؟ دشمنان انتظار داشتند چه بر سر ایران اسلامی بیاید؟!
سه. در چنین شرایطی ملت ایستاد و جانانه مقاومت کرد. جنگ در فقدان رهبری و فرماندهان چنان پیش رفت که هیچ کس در دنیا باور نمی کرد. تا جایی که امام سیدمجتبی خامنه ای در اولین پیام خود تاکید کردند که در روزهای فقدان رهبری، عملا مردم کشور را رهبری کردند.
چهار. سطور بالا شاید برای سایر ملت ها افسانه به نظر برسد اما برای ملت ایران، عین واقعیت است. واقعیت آن است که در روزهایی که رهبر نبود، خدا بود؛ فرماندهان نظامی نبودند اما خدا بود؛ مشکلات لحظه ای رهایمان نکردند اما خدا بود و خدا همچنان هست و خواهد بود. اگر این معجزه نیست پس چیست؟!
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.





۱۳:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۵